تبليغاتX
سایه ی واقعیت








سایه ی واقعیت

چند وقت پیش داشتیم مثل همیشه از  زمین و آسمون ایراد می گرفتیم یکی هم دلش واسه ما سوخت یه چند تا ایراد از ما گرفت !

ما هم که همچنان تو کفش موندیم! الکی به خودمون گرفتیم .

گفتیم شاید خدایی نکرده مهم شدیم کسی وبلاگمونو دیده و صد تا خدایی نکرده مطالبمونم تو نشریه خونده بعد فکر کرده ما کپی می کنیم مطالب مردمو .

یکم به سلولای خاکستریمون فشار آوردیم تصمیم گرفتیم به یه وحدت شخصیتی برسیم شاید رفع ابهام و اتهام بشه!

به همین منظور دوستای عزیزم از این به بعد تمامی چرند و پرندای منو(البته به غیر از اخبار دانشگاه) کمو بیشو پس و پیش می تونین رو وبلاگم بخونین حتی اونایی که تو نشریه چاپ نشدن.

با اسم تشنه لب قلم می زنم شاید

یه روزی

یه جایی

خودش

دستمو بگیره.

به قول یکی دیگه:

یاحق. 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 19:8 توسط تشنه لب| |

ای کاش با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین می شد

هیچ وقت هیچ کس در راه وطن شهید نمی شد

کاش هیچ فرزند شهیدی دانشجو نمی شد

فرزند شهید با سهمیه شهدا شناخته نمی شد

ای کاش اعتقاداتمان تابلو نمی شد

روی دیوار دانشکده نصب نمی شد

ای کاش هیچ کس بی نیاز نمی شد

بی تفاوت به جعل ارزش ها نمی شد

ای کاش هیچ وقت جنگ تموم نمی شد

تشنگی ما به حساب شهدا نوشته نمی شد

ای کاش دلمان همیشه خوش بود

 دلخوشیمون چند قاب عکس بود.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 19:52 توسط تشنه لب| |

ناگهان چقدر زود دیر می شود .....


 

حرف‌های ما هنوز ناتمام ....

تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است


باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود

آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی



ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!




قیصر امین ‌پور


و باز تکرار می شود

نشسته ای و می نگری

که ناگهان چه زود دیر می شود

دلت تنگ می شود اما

بلند نمی شوی نمی روی

و ناگهان زود دیر می شود

منتظری دیگران خبرت کنند

ز آنچه هست بهرمندت کنند

به خیال روزگار سپری می شود

و ناگهان چه زود دیر می شود

ترک نماز و خمس و زکات

چه زود عادت می شود

به فکر توبه روزگار می گذرد

ولی چه زود قیامت می شود 

و ناگهان چه زود دیر می شود....

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 23:33 توسط تشنه لب| |

۱.طهارت داشته باشی.

طهارت دو نوعه یکی ظاهری که همون همیشه با وضو بودنه

ونوع دومش طهارت باطنیه یعنی اون چیزیایی که میبینی یا میشنوی یا میگی یا میخوری

 همه پاک باشن

حتی دوستاتم باید طوری باشن که تو رو به یاد خدا بندازن.

۲. نیتت باید خدایی باشه. یعنی هدفمون رضایت خدا باشه.

قو الی خدمتک جوارحی.خدایا من را با حدمت در راه خوت نیرومن ساز.

 این طوری میشه که اگه بخوابی و نیتت رفع خستگی وبرای خدمت به خلق خدا باشه

واسه خوابیدنت هم اجرو ثواب در نظر میگیرن.

و خدا در این مورد میگه: بنده ی من [کن لی اکن لک] برای من کار کن تا برای تو کار کنم.

۳.جهتمون جهت خدایی باشهُ هر کاری میکنیم یه قدم به خدا نزیک شیم

برگ درختان سبز در نظر هوشیار          هر ورقش دفتریست معرفت کردگار.

با دیدن هر نعمتی به یاد خدا بیفتیم.

۴.زندگیمون آداب خایی داشته باشه.

مثل خوابیدنمون که باید زود بخوابیم و سحر بیدار باشیم.

۵.داشتن امام و الگوی دینی.

یعنی کسی که سعی میکنیم مثل اون باشیم واقعا اماممون باشه نه بازیگرا و فوتبالیستا...

برای در یافت فایل کامل صوتی ایمیلتونو تو نظرات وبلاگ بگذارین.


برچسب‌ها: فرمول بندگی, حرف حساب, همیشه در حال عبادت باشیم
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 11:19 توسط تشنه لب| |

 

سلام سلام.

امتحاناتم تموم شد و دوباره برگشتم.

فیزیک خوندن این دردسرا رم داره دیگه .

 مجبوری کل فرجه هارو *  بزنی تا یه نمره بالای ۱۲ نسیبت بشه.

تازه بعدشم میزنن ترورت میکنن.

اونوقت بعد از اینکه ترور شدی رفتی اون دنیا همه جمع میشن از خودت خانوادت قدر دانی میکنن.

نمی دونم چرا وقتی زنده ای هیچ کس محلت نمی زاره!

هنوز اون روز تو اخبار نشون می داد یه عده تا دیده بودن دارن دانشمندای هسته ای رو ترور می کنن رفته بودن فرم تغییر رشته پر کنن فیزیک بخونن!

خوب فکر میکنن دوره ی دانشجویی هم مثل بعد ترور خوش میگذره!

چه قدر خوب گفته سعدی٬  

گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف   من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست
نه به زرق آمده​ام تا به ملامت بروم   بندگی لازم اگر عزت و اکرامم نیست
به خدا و به سراپای تو کز دوستیت   خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست
دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی  

به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست

شاید اون موقع که داشت این شعرو می گفت نمیدونست قراره یه روزی یه جایی یه هسته ای پیدا بشه که انرژیش اونقدر مهم باشه که به خاطرش چند تا دانشمند کشته بشه.

 بعدشم یه جوجه دانشجو تو وبلاگش واسه علاقش به فیزیک از شعرش استفاده کنه!

بگذریم..........

امیدوارم تعطیلات خوش بگذره. 


برچسب‌ها: تا آخرین نفس راهت را ادامه خواهیم داد ای شهید
نوشته شده در جمعه سی ام دی 1390ساعت 11:37 توسط تشنه لب| |

سلام

یلدا دراز ترین شب ساله و پیام آور یه اتفاق بزرگ تو زندگی همه دانشجو ها!

دو ستان عزیزم ضمن تبریک این شب آغاز شب زنده داری هاتونو برای خواندن دروس یک ترم تسلیت میگم!

امیدوارم تمام امتحاناتتونو خوب بدید.

واسه منم دعا کنید

فعلا تا پایان امتحانات خداحافظ.......... 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 14:47 توسط تشنه لب| |

 

این جا دانش گاه گاه به گاه توزیع می شود آن هم یارانه ای.

این جا دانش گاه است و هر روز آفتاب از مغرب طلوع می کند چون همه فراموش می کنند اینجا دانشگاهست.

این جا دانشگاه است و گاه به گاه سرویسی هم در آن رفت و آمد می کند دانشجو کم پیدا می شود البته کمبود در قسمت جو است. دانش و جو رابطه ی خوبی با هم ندارند بینشان شکر آب است.

آری اینجا دانشگاه است و گاه و بی گاه فرهنگ هم در آن توزیع می شود از طریق کرسی، هم اندیشی... این صف خلوت تر است طرفدارانش آشنا یند، غریبه بینشان نمیبینی همه اهل یک دیارند.

اینجا دانش گاه است دانشش در جزواتش آرام گرفته است گاهش می خوانند گاه می نویسند و گاه کپی می گیرند.

همچنان اینجا دانش گاه است هر روز ساختمانی تازه در آن می روید و دانش جویش زیاد می شود اما بین دانش و جویش فاصله بسیار است.

هر طرف را که بنگری روی هر تکه کاغذی نوشته چرا سلف چرا غذای سلف... اما کسی نمی پرسد چرا مسجد تنهاست چرا اینجا دانشگاهست.

کتابخانه هایش خلوت و چاپ و تکثیر هایش شلوغند اینجا دانش گاه است.

گاه دانش رنگ حاشیه می گیرد و گل و غنچه می روید روزگار رنگ می گیرد ... اما دل به کسی نبند زیرا اینجا دانشگاه است.

این جا دانش گاه است دانش و گاهش به هم طعنه میزنند شاید یکیشان اشتباه است.

زکات علم نوشتن آن است باید حفظ باشی تا خوب بنویسی زیرا عالم حساب و کتاب است.

این جا دانش گاه است عده ای نگران، عده ای سر گردان، عده ای سر در گریبانند،

همه می اندیشند چرا اینجا دانش گاه است.

این جا دانش گاه است راهش دور است کسی تو را در پیمودن را کمک نمی کند کسی دست دوستی بطرفت دراز نمی کند حتی اگر جزء موارد خاص باشی زیرا اینجا دانش گاه است.

دل مردمانش مثل سویس پولی شلوغ است اینجا دانش گاه است.

اینجا دانشگاه است عده ای تفکیکش میکنند عده ای تبلیغش می کنند عده ای تخریبش می کنند دسته ای هم از آن استفاده و دسته ای سوء استفاده می کنند.
نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 12:29 توسط تشنه لب| |

چند وقتیه بین دوستان هر جا می شینم یه علامت سوال بزرگ بالا سرشون هست که سعی میکنن به هر ترتییبی جوابشو بدست بیارن!

 با حرفای منم قانع نمیشن. می خوان از زیر زبونم بکشن دلیل کارامو.

خوب این شعر جواب منه به سوال اونا.

اگه سوال اونا سوال شما هم باشه به جواب میرسین اگه نه زیاد مهم نیست!

 

حالیا مصلحت وقت در آن میبینم                    که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم

جام میگیرم و از اهل ریا دور شوم                   یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم

جز صراحی و کتابم نبود یارو ندیم                   تا حریفان دغا را به جها کم بینم

سر به آزادگی از خلق برارم چو سرو               گر دهد دست که دامن ز جهان در چینم

بس که در خرقه ی آلوده زدم لاف صلاح            شر مسار از رخ ساقی و می رنگینم

سینه تنگ منو بار غم او هیهات                    مرد این بار گران نیست دل مسکینم

من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر                 این متاعم که همی بینی و کمتر زینم

بنده عاصف عهدم دلم از راه مبر                     که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم

بر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسند             که مکدر شود آیینه مهرآیینم.

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 18:1 توسط تشنه لب| |

 

عید غدیر مبارک

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 23:53 توسط تشنه لب| |

سيزدهم آبان سالگرد سه رويداد مهم در تاريخ ايران است تبعيد امام خميني به تركيه در 13 آبان 1343، كشتار دانش‌آموزان در 13 آبان 1357 در دانشگاه تهران و تسخير سفارت امريكا در 13 آبان 1358، سه رويداد متفاوت بودند، ولي هر يك در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كردند. هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن است و به همين دليل اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده مي‌شود.

مبارزه با استکبار تعبیری است که  چندین سال پیش در مقابله با کارشکنی های آمریکا به کاربرده شد. سفارت امريكا در تهران طي زمستان 1357 تا پائيز 1358 به مركز فرماندهي عمليات جاسوسي و خرابكاري عليه جمهوري اسلامي ايران تبديل شده بود؛ نظامي كه عمر سياسي آن به يك سال نمي‌رسيد. با اين حال سفارت امريكا زماني توسط دانشجويان تسخير شد كه امريكا خواست مشروع ملت ايران در استرداد شاه و اموال و دارايي‌هاي بلوكه شده ايران را ناديده گرفت و حتي امكاناتي وسيع در اختيار فراريان حكومت شاه گذاشت تا تشكيلات خود را عليه انقلاب سازماندهي و فعال كنند.
تسخير لانه جاسوسي امريكا در تهران از ابتدا با حمايت امام خميني مواجه گرديد امروز32 سال از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان،حرکتی که امام آن را انقلاب دوم نام نهادند میگذرد. انقلاب به پشتوانه ی همین حرکت ها به مرحله ای رسیده است که تمامی کشور های جهان از آن الگو می گیرند.

 امریکا که جمهوری اسلامی را نماد دیکتاتوری معرفی می کرد٬ خود در حد اقلی یک در صدی خلاصه شده است که 99 درصد مردم این کشور در مقابل آن قرار دارند. جنبش وال استریت خود شاهد بر این است که دولت آمریکا از مردم نیست.

تمام مردم آمریکا بر این حقیقت واقفند که آنچه دولت این کشور از آن به عنوان حقوق بشر یاد می کند فقط یک روش برای اعمال قدرت بر روی دیگر کشور ها وبه غارت بردن سر مایه های کشورها در جهت پاسخ گویی به طمع سران این کشور هاست. با به وجود آمدن این سیر بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و شکست های پی در پی استراتژی های آمریکا  آنچه در این مورد دور از انتظار نیست این مسئله است که حتی مردم آمریکا نیز سرمایداران این کشور را مشکل اصلی کشور خود بدانند؛ و برای دفاع از حقوق خود به پاخیزند. آنان که با وجود شکست بازهم مالیات و پول مردم را صرف حمایت از رژیم صهیونیستی و جنگ با کشور ها می کنند. ودر مقابل چنین حرکتی ایستادگی می کنند و سعی دارند با سرکوب اعتراضات به این ماجرا خاتمه دهند.

جنبش وال استریت صدایی است که در اعتراض به نظام سر مایه داری آمریکا بلند شده و اگر ریشه معنوی نیز پیداکند می تواند ریشه استکبار را در جهان بخشکاند. آمریکا خود بیشتر از دیگر کشور ها به عمق خطری که کشورش را تهدید می کند آگاهی یافته و نیرو های نظامی خود را از عراق خارج می کند. تا شاید بدین وسیله بتواند  دولت در حال فروپاشی خود را اندکی بیشتر روی کار نگه دارد.

ولی طبق فرمایشات رهبر کبیر انقلاب آنچه تمامی مسلمانان دنیا به آن اعتقاد دارند و در قرآن آمده٬این است که اسلام برترین دین است و پیروزی با مسلمانان.

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 23:50 توسط تشنه لب| |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت